روزگاران

زندگی نامه سعدی

شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی

یكی از بزرگترین شعرای ایران است كه بعد از فردوسی آسمان زیبای ادبیات فارسی را با نور خود روشن ساخت و او نه تنها یكی از بزرگترین شعرای ایران بلكه یكی از بزرگترین سخنوران جهان می باشد . ولادت سعدی در سالهای اول سده هفتم هجری حدودا در سال 606 ه.ق در شهر شیراز میباشد .

خانواده اش از عالمان دین بودند و پدرش از كاركنان دربار اتابك بوده كه سعدی نیز از همان دوران كودكی تحت تعلیم و تربیت پدرش قرار گرفت ولی در همان دوران كودكی پدرش را از دست داد و تحت تكفل جد مادری خود قرار گرفت .او مقدمات علوم شرعی و ادبی را در شیراز آموخت و سپس در دوران جوانی به بغداد رفت كه این سفرآغاز سفرهای طولانی سعدی بود .او در بغداد در مدرسه نظامیه مشغول به تحصیل شد كه در همین شهر بود كه به محضر درس جمال الدین ابوالفرج عبدالرحمن محتسب رسید و از او به عنوان مربی و شیخ یاد می كند . پس از چند سال كه او در بغداد به تحصیل مشغول بود شروع به سفرهای طولانی خود كرد كه از حجاز گرفته تا روم و بارها با پای پیاده به حج رفت . سعدی سفرهای خود را تقریبا در سال 620-621 آغاز و حدود سال 655 با بازگشت به شیراز به اتمام رساند كه البته درخصوص كشورهایی كه شیخ به آنجا سفر كرده علاوه بر عراق ،شام ، حجاز كه كاملا درست بوده ،‌هندوستان ،‌غزنین ، تركستان و آذربایجان و بیت المقدس و یمن و آفریقای شمالی كه ذكر كرده اند و اكثر این مطالب را از گفته های خود شیخ استنباط نموده اند ولیكن بنا بر نظر بسیاری از محققین به درستی آن نمی توان اطمینان كرد بخصوص اینكه بعضی از آن گفته ها با شواهد تاریخی و دلایل عقلی سازگار نیست . شیخ شیراز دوستی محكمی با دو برادر معروف به صاحب دیوان یعنی شمس الدین محمد و علاء الدین عطا ملك جوینی وزرای دانشمند مغول داشته و آن طور كه از سخنان شیخ معلوم است او به تصوف و عرفان اعتقاد داشته و شاید در سلسله متصوفه داخل شده وهم چنین گفته اند كه محلی كه امروز مقبره او می باشد خانقاهش بوده است .نكته مهمی كه باید ذكر شود شهرت بسیاری است كه این شاعر بزرگ هم در حیات خود داشت و هم بعد از وفاتش كه البته این نكته تازگی نداشته و در مورد شعرای دیگری نیز بوده است . اما آنچه كه قابل توجه و ذكر است این است كه معروفیت سعدی فقط مختص به ایران نبوده حتی در زمان خودش به مرزهای خارج ازا یرا ن مانند هندوستان ،آسیای صغیر نیز رسیده بود و خودش در چند جا به این شهرت اشاره داشته كه این شهرت سعدی معلول چند خاصیت است اول اینكه او زبان شیوای خود را وقف مدح و احساسات عاشقانه نكرده ، دوم اینكه او شاعری جهانگرد بود و گرم و سرد روزگار را چشیده و تجارب خود را برای دیگران با زیبایی و شیرینی بیان كرده و هم چنین وی در سخنان خود چه از نظر نثر و چه نظم از امثال و حكایات دلپذیر استفاده نموده است و دیگر اینكه سعدی به شاعری شوخ طبع و بذله گو معروف است كه خواننده را مجذوب می كند و همه اینها دست به دست هم داده و سبب شهرت او گردیده است .شیخ شیراز در دوران شاعری خود افراد معدودی را مدح كرده كه بیشتر اتابكان سلغری و وزراء فارس و چند تن از رجال معروف زمانش می باشد و بزرگترین ممدوح سعدی از میان سلغریان اتابك مظفر الدین ابوبكر بن سعد بن زنگی است كه سعدی در روزگار این پادشاه به شیراز بازگشته بود و ممدوح دیگر سعد بن ابوبكر می باشد كه سعدی گلستان را در سال  656  ه. ق به او تقدیم می كند و دو مرثیه نیز در مرگ این شخص نیز سروده است و از میان ممدوحان ، سعدی ، شمس الدین محمد و برادرش علاءالدین عطا ملك جوینی را بیش از همه مورد ستایش قرار داده كه مدایح او هیچ شباهت به ستایشهای دیگر شاعران ندارد چون نه تملق می گوید و نه مبالغه می كند . بلكه تمام گفتارش موعظه و اندرز است و متملقان را سرزنش می كند و ممدوحان خود را به دادرسی و مهربانی و دلجویی از فقرا و ضعفا و ترس از خدا و تهیه توشه آخرت و بدست آوردن نام نیك تشویق و ترغیب می كند .این شاعر بزرگ در زمانی دار فانی را وداع گفت كه از خود شهرتی پایدار به جا نهاد . سال وفات او را بعضی 691 ه. ق ذكر كرده اند و گروهی معتقدند كه او در سال 690 ه. ق وفات یافته كه مقبره او در باغی كه محل آن نزدیك به سرچشمه نهر ركن آباد شیراز است قرار دارد .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آثار سعدی

گلستان سعدی

آثار سعدی را به گروه منظوم و منثور تقسیم می کنند . شاهکار منثور او گلستان است . گلستان سعدی در هشت باب تنظیم شده است : در سیرت پادشاهان، در اخلاق درویشان ، در فضیلت قناعت ، در فواید خاموشی ، در عشق و جوانی ، در ضعف و پیری ، در تاثیر تربیت و در آداب صحبت.

در نظر بسیاری از استادان ادبیات فارسی، درگذشته و حال زیباترین نثر فارسی در بیان مسایل اجتماعی و اخلاقی کتاب گلستان سعدی است که در عین شیوایی و رسایی، هیچ گونه کلام زایدی ندارد. به گفته جامی، شاعر نامدار ایرانی، آن را «نه گلستان، که روضه‏ای زبهشت» باید دانست. در این کتاب که تصویری از دنیای واقعیت‏هاست، چهره عاطفی و اخلاقی انسان‏ها، آن چنانکه هستند، در قالب داستان‏هایی دل نشین و مزیّن به آیات قرآنی و احادیث نبوی، همراه با اشعار فارسی، عربی و در نهایت بلاغت و شیوایی به نگارش در آمده است. خود سعدیِ شیرین سخن چه زیبا سروده است:

به چه کار آیدت ز گل طبقی

 ز گلستان من ببر ورقی 

گل همین پنج روز و شش باشد

 وین گلستان همیشه خوش باشد

 

بوستان سعدی

منظومه بوستان که زاده خیال و جهان آرمانی و مطلوب سعدی است، آکنده از نیکی، ایمان، پاکی و صفاست. در این گلزار، شاعر با گشودن ده باب به روی کسانی که قصد سیر و سیاحت در این فضای معنوی دارند، آنان را به شهر آرمانی‏ای رهبری می‏کند که در چشم انداز زیبای آن، انسان بر اوج قلّه آدمیت بر می‏آید و از هر چه پستی و نامردمی است، پاک می‏شود. برای مثال، یک جوانمرد که خود تنگ دست است، برای آنکه زندانی بینوایی را از بند طلبکار نجات دهد، ضامن او می‏شود. بعد او را فراری می‏دهد و خودش به جای او سال‏ها در زندان می‏ماند. سعدی در بوستان خویش می‏کوشد که هر چه زشتی و بدی را از عرصه این جهان بزداید و در همه جهان، جز نیکی و زیبایی چیزی باقی نگذارد. از دیدگاه وی، حتی ستمکاران از گرایش به نیکی خالی نیستند.

 در بوستان كه منظومه شعری در اخلاق و تربیت و وعظ و تحقیق سروده است و شامل 10باب است چنین ابوابی را می بینیم  1- عدل 2- احسان 3- عشق 4- تواضع 5- وفا 6- ذكر 7- تربیت 8- شكر 9ـ توبه 10 مناجات و ختم كتاب ، كه شاعر تاریخ تمام شدن كتاب را در سال 655 ه .ق بیان كرده است كه این كتاب را شاعر قبل از بازگشت به شیراز سروده و آن را به عنوان یك ارمغانی به شهر خود آورده است و هم چنین این كتاب را به ابوبكر بن سعد بن زنگی تقدیم كرده است .

 

قصاید عربی و فارسی

مجموعه دوم ازآثار منظوم سعدی قصاید عربی است كه كمتر از 700بیت است كه شامل : مدح ، نصیحت و یك قصیده مفصل در مرثیه المستعصم بالله است. همین طور مجموعه ای از  قصاید فارسی در موعظه و نصیحت و توحید و مدح پادشاهان و رجال معروف زمان خود نیز دارد .

 

مراثی

چهارمین دسته بندی  آثار او مرثیه هایی است كه شامل چند قصیده در مرگ مستعصم بالله و ابوبكر بن سعد بن زنگی و سعدبن ابوبكر وامیر فخرالدین ابوبكر است و یك ترجیع بند بسیار معروف در مرثیه اتابك سعد بن ابوبكر.

 

غزل‏

سعدی بسیاری از اندیشه‏ها، باورها، عقاید و احساسات خود را در قالب غزل بیان کرده است و عواطف درونی خود را، صاف و صمیمی با خوانندگان در میان می‏گذارد. غزل‏های سعدی، حاکی از سوز و گُداز او در عشق است. عشق سعدی، هم به تمامی مخلوقات و هم به آفریدگان او اظهار می‏شود؛ چنانکه خود او می‏گوید:

 

به جهان خرّم از آنم که جهان خرّم از اوست         عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست 

 

درباره محتوای غزلیات سعدی می‏گویند: غزل‏های سعدی، وصف عشق و مستی و محبت است. از غزل‏های او برمی‏آید که او مرد عشق است... و تار و پُودِ وجودش با عشق بافته شده است. سخن بیرون از عشق را قیل و قال می‏خواند و عشق ورزی را هنر خود.

 

کسان عیب کنندم که عاشقی همه عمر         

 کدام عیب که سعدی خود این هنر دارد 

 

دکتر عبدالحسین زریّن‏کوب درباره عشق سعدی می‏گوید: عشق او در حقیقت اخلاق و تقواست، درد و سوز و گذشت و تسلیم است. چنان از خودپرستی به دور است که در آن، از عاشق و خواستِ او نشانی نیست. از اینجاست که هیچ چیز معنوی‏تر، اخلاقی‏تر و روحانی‏تر از عشق وی نمی‏توان جُست.

 

دیگر آثار منظوم او عبارتند از :

ملمعات و مثلثات ، ترجیعات ، طیبات ، بدایع ،خواتیم ، غزل قدیم، صاحبیه كه مجموعه ای است از بعضی قطعه های فارسی وعربی كه غالبا در مدح شمس الدین صاحب دیوان جوینی است كه معروف به صاحیبیه است و همین طور  مجموعه ای از اشعار هزل و دو مثنوی انتقادی شیرین و چند غزل و رباعی ، رباعیات و مفردات.

آثار منثور دیگر او عبارت است از :1ـ مجالس پنجگانه ،‌كه شامل ذكر و مواعظ شیخ است . 2ـ رساله ای در پاسخ صاحب دیوان شمس الدین محمد جوینی و جوابهای شیخ است .3ـ رساله ای در عقل و عشق كه سعدی به آن پاسخ گفته است .4ـ نصیحه الملوك كه نصایح الملوك هم گفته شده كه رساله ای است در باب سیاست .

كلیات شیخ سعدی عنوانی است كه به مجموعه آثار منظوم و منثور داده شده است كه تمام این آثار را ابتدا خود شیخ جمع ‌آوری و مرتب نمود ولی بعد از وفات شیخ شخصی به نام علی بن احمد بن ابی بكر بیستون این آثار را مرتب و تنظیم كرد.


 

 

 

 

 

ویژگی های آثار سعدی

آنچه که بیش از هر ویژگی دیگر آثار سعدی شهرت یافته است، «سهل و ممتنع» بودن است. این صفت به این معنی است که اشعار و متون آثار سعدی در نظر اول «سهل» و ساده به نظر می رسند و کلمات سخت و نارسا ندارد. در طول قرن های مختلف، همه ی خوانندگان به راحتی با این آثار ارتباط برقرار کرده اند. اما آثار سعدی از جنبه ی دیگری، «ممتنع

» هستند و کلمه ی «ممتنع» در اینجا یعنی دشوار و غیرقابل دسترس. وقتی گفته می شود شعر سعدی «سهل و ممتنع» است یعنی در نگاه اول، هر کسی آثار او را به راحتی می فهمد ولی وقتی می خواهد چون او سخن بگوید می فهمد که این کار سخت و دشوار و هدفی دست نیافتنی است. بعضی دیگر از ویژگی های آثار سعدی عبارتند از:

 نکات دستوری : نکات دستوری در آثار سعدی به صحیح ترین شکل ممکن رعایت شده است. عنصر وزن و موسیقی، منجر به از بین رفتن یا پیش و پس شدن ساختار دستوری در جملات نمی شود و سعدی به ظریف ترین و طبیعی ترین حالت ممکن در لحن و زبان، با وجود تنگنای وزن، از عهده این کار برمی آید.

 

ای که گفتی هیچ مشکل چون فراق یار نیست

گر امید وصل باشد، همچنان دشوار نیست

نوک مژگانم به سرخی بر بیاض روی زرد

قصه دل می نویسد حاجت گفتار نیست

یا

 

در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم

بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم

به وقت صبح قیامت، که سر زخاک برآرم

به گفتگوی تو خیزم، به جستجوی تو باشم

حدیث روضه نگویم، گل بهشت نبویم

جمال حور نجویم، دوان به سوی تو باشم

 

ایجاز: ایجاز یعنی خلاصه گویی و یا پیراستن شعر از کلمات زاید و اضافی. دوری از عبارت پردازی های بیهوده ای که نه تنها نقش خاصی در ساختار کلی شعر بلکه از زیبایی کلام نیز می کاهند، در شعر و کلام سعدی نقش ویژه ای دارد. از سویی این ایجاز که در نهایت زیبایی است، منجر به اغراق های ظریف تخیلی و تغزلی می شود و زبان شعر را از غنایی بیشتر برخوردار می کند. در شعر سعدی هیچ کلمه ای بدون دلیل اضافه یا کم نمی شود.

 

گفتم آهن دلی کنم چندی

ندهم دل به هیچ دلبندی

 به دلت کز دلم به در نکنم

سخت تر زین مخواه سوگندی

ریش فرهاد بهترک می بود

گر نه شیرین نمک پراکندی

کاشکی خاک بودمی در راه

تا مگر سایه بر من افکندی ...

 

 ایجاز سعدی، ایجاز میان تهی و سبک نیست، بلکه پراز اندیشه و درد است. در دو حکایت زیر از «گلستان» به خوبی مشاهده می شود که سعدی چه اندازه از معنی را در چه مقدار از سخن می گنجاند:

حکایت:

 پادشاهی پارسایی را دید، گفت: «هیچت از ما یاد آید؟» گفت: «بلی، وقتی که خدا را فراموش می کنم.»

حکایت:

 یکی از ملوک بی انصاف، پارسایی را پرسید: «از عبادتها کدام فاضلتر است؟» گفت: «تو را خواب نیمروز، تا در آن یک نفس خلق را نیازاری.»

 

موسیقی  : سعدی از موسیقی و عوامل موسیقی ساز در سبک و زبان اشعارش سود می جوید. وی اغلب از اوزان عروضی استفاده میکند. علاوه بر اوزان عروضی، شاعر به شیوه مؤثری از عواملی بهره می برد که هر کدام به نوعی موسیقی کلام او را افزایش می دهند؛ عواملی همچون انواع جناس، هم حروفیهای آشکار و پنهان، واج آرایی، تکرار کلمات، تکیه های مناسب، موازنه های هماهنگ لفظی در ادبیات و لف و نشرهای مرتب و ... استفاده از این عناصر به گونه ای هنرمندانه و زیرکانه صورت می گیرد که شنونده یا خواننده شعر او پیش از آن که متوجه صنایع به کار رفته در شعر او شود، جذب زیبایی و هماهنگی و لطافت آنها می شود. در غزل زیر سعدی نهایت استفاده را از عوامل موسیقی زای زبان برده است، بی آن که سخنش رنگ تکلف و تصنع به خود بگیرد. تکرارهای هنرمندانه ی کلمات، هم حروفی ها و وزن مناسب شعر و همچنین لحن عاطفی و تعزلی کلام سعدی را چون شربتی شیرین و گوارا به جان خواننده می ریزد:

 

بگذار تا مقابل روی تو بگذریم

دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم

شوق است در جدایی و جور است در نظر

هم جور به که طاقت شوقت نیاوریم

روی ار به روی ما نکنی حکم از آن تست

باز آ که روی در قدمانت بگستریم

ما را سری است با تو که گر خلق روزگار

دشمن شوند و سر برود، هم بر آن سریم

ما با توایم و با تو نه‌ایم اینْت بوالعجب

نه روی آنکه مهر دگر کس بپروریم

از دشمنان برند شکایت به دوستان

چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم؟

 

طنز و ظرافت:  طنز و ظرافت جایگاه ویژه ای در ساختار سبکی آثار سعدی دارد. البته خاستگاه این طنز به نوع نگاه و تفکر این شاعر بزرگ بر می گردد. طنز سعدی، سرشار از روح حیات و سرزندگی است. سعدی به یاری لحن طنز، خشکی را از کلام خود می گیرد و شور و حرکت را بدان باز می گرداند. با همین طنز، تیغ کلامش را تیز و برنده و اثرگذار می کند. طنز، نیش همراه با نوش است؛ زخمی در کنار مرهم. سالها بعد، لسان الغیب، حافظ شیرازی ابعاد عمیق دیگری به طنز شاعرانه بخشید و از آن در شعر خود استفاده ها برد:

با محتسب شهر بگویید که زنهار                     در مجلس ما سنگ مینداز که جام است

 یا

 کسان عتاب کنندم که ترک عشق بگوی                به نقد اگر نکُشد عشقم، این سخن بکشد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ديدگاه هاي تربيتي سعدي

سعدي

؛ حکيمي است فرزانه ، عارفي است وارسته ، نويسنده اي است مردمي و شاعري در حد اعلاي فصاحت و بلاغت که آثار وي چه منظوم و چه منثور در برگيرنده ي انديشه هاي والاي تربيتي اين انديشمند توانا و عارف روشن ضمير و معلم اخلاق است . آشنايي سعدي با فرهنگ و معارف اسلامي جلوه اي خاص به آثار گران سنگ وي بخشيده است . او به عنوان يک فيلسوف ارزشمند به بررسي اخلاق و نقش آن در مناسبات انساني و اجتماعي مي پردازد . گاه اين شاعر بزرگ چون يک جامعه شناس ژرف انديش به تحليل و توصيف رفتارهاي اجتماعي انسان مي پردازد .

بخش عمده ي مباحث تربيتي اين اديب فرزانه ي اخلاق تشکيل مي دهد در اين مبحث وي تنها يک موعظه کننده يا توصيه گر نيست بلکه سعي دارد که مفاهيم زيباي اخلاقي را با تکيه بر قدرت عقلاني و معنوي انسان ها مورد ارزيابي قرار دهد و راه را براي ساختن انسان هاي نمونه و جامعه ي ايده آل فراهم سازد .

سعدي در بيان بعضي از مسايل تربيتي چون تأثير عوامل ارثي و محيط در رفتار فرد ، نقش تنبيه و تشويق در تغيير رفتار دانش آموز از وظايف معلمان و رسالت انديشمندان و دانايان جامعه در تحکيم ارزش هاي انساني و معنوي بسيار موشکافانه و دقيق برخورد مي نمايد . علاوه بر تأثير محيط و وراثت در پرورش انسان ها به عوامل ديگر چون تفاوت هاي فردي ، تمايلات و خواسته ها و نيازهاي افراد و تجربيات گذشته را نيز مؤثر مي داند .

در تربيت اخلاقي ، شناخت خير از شر ، درک ميزان هاي اخلاقي و انتخاب اصول صحيح تربيتي و رعايت موازين انساني و اخلاقي در زندگي روزمره سعدي جايگاه بسيار مهم و اساسي دارد يعني کار مربي اين است که به فرد کمک کند تا خود به تدريج خوب و بد را تشخيص دهد ، با موازين اخلاقي آشنا گردد ، ميزان هاي اساسي را انتخاب کند و عملاً رفتارهاي خويش را با اين موازين هماهنگ سازد و به مرحله ي تکامل روحي و معنوي نائل شود .

هدف اساسي تعليم و تربيت اين است که انسان آن گونه تربيت شود و رشد کند که بتواند خويشتن را کنترل و اداره نمايد . تقويت جنبه هاي عقلاني شخصيت انسان ، اساس و پايه و هدف تربيت را تشکيل مي دهد . رشد عاطفي ، اخلاقي ، اجتماعي و حتي تربيت ديني به طور گسترده و همگاني در سايه ي جنبه ي عقلاني شخصيت شکل مي گيرد . خداوند براي هدايت انسان ها دو حجت براي انسان قرار داده است ، حجت ظاهر که همان انبيا و هدايت ايشان و حجت باطن که همان عقل با قدرت تشخيص آدمي است .

سعدي در آثار گران سنگ خويش بر پرورش روحي و رواني افراد و نقش عقل در تکامل آدمي بسيار تأکيد دارد که در اين مبحث به مواردي از آن اشاره مي کنيم :

 

الف : محيط ؛ تعليم و تربيت

سعدي درباره ي محيط و آثار آن در رفتار انساني در موارد مختلف به اين موضوع اشاره مي کند . در شعر زير ، اثر محيط را بر روي فرد به زيبايي ترسيم مي کند و آن را به باغچه اي تشبيه مي کند که از گِل ، گُل خوشبوي مي سازد .

 

گِلي خوش بوي در حمام روزي

رسيد از دست محبوبي به دستم

بدو گفتم که مشکي يا عبيري

که از بوي دلاويز تو مستم

بگفتا من گِلي ناچيز بودم

وليکن مدتي با گُل نشستم

کمال هم نشين در من اثر کرد

و گر نه من همان خاکم که هستم

 

در اين زمينه نيز بايد با حديث نبوي « کل مولودٍ يُولد علي الفطرة اِنَّ ابواهُ يُهبدّانه و يُنصرّ انه و يُمجسانه » هم توجه داشت سعدي اعتقاد دارد که محيط سالم و متناسب مي تواند باعث تغيير هويت افراد شود و آن چه که بي ارزش و پست است در اثر محيط ، عزيز و شايسته گردد .

 

جامه ي کعبه را که مي بوسند

او نه از کرم پيله نامي شد

با عزيزي نشست روزي چند

لاجرم هم چنو گرامي شد

 

سعدي

يادآور مي شود چنان چه انسان هاي پاک و وارسته با افراد پليد و ناشايست همراه و هم نشين شوند ، ممکن است تحت تأثير رفتار زشت و ناپسند آنان قرار گيرد و از حالت فرشتگي به حالت ديوانگي و شيطاني تبديل گردد و فاسد شود .

گر نشيند فرشته اي با ديو

وحشت آموزد و خيانت و ريو

از بدان نيکويي نياموزي

نکند گرگ پوستين دوزي

 

خلاصه ي کلام اين که اگر انسان با پاکان و نيک سيرتان هماره شود در رفتار وي تأثير خواهد داشت . انسان هاي پاک دل در محيط فاسد و انسان شرور و مفسد در محيط سالم ، تغيير سيرت مي دهند و تحت تأثير تربيتي محيط و جامعه ي خويش قرار مي گيرند ، اين محيط تربيتي است که انسان هر گونه که بخواهد پرورش مي يابد

 

 « با بدان يار گشت همسر لوط                خاندان نبوتش گم شد»

يا :

 « پسر نوح با بدان بنشست              خاندان نبوتش گم شد»

 

«سگ اصحاب کهف روزي چند                 پي نيکان گرفت و مردم شد »

 

ب : وراثت و تعليم تربيت ؛

سعدي نقش وراثت و استعداد هاي خدادادي و فطرتي را در تربيت بسيار مهم دانسته که جنس ناقابل را غير تربيت مي داند؛

 چون بود اصل گوهري قابل

تربيت را در او اثر باشد

هيچ صيقل نکو نداند کرد

آهني را که بد گُهر باشد

سگ به درياي هفتگانه بشوي

که چو تر شد پليدتر باشد

خر عيسي گرش به مکه برند

چون بيايد هنوز خر باشد

 

سعدي کساني را که تربيت اوليه ي نامناسب داشته اند و در برابر تعليم و تربيت جديد استقامت و پايداري مي کنند و به هيچ وجه حاضر به اصلاح رفتارهاي خويش نيستند ، به شدت آنان را سرزنش مي کند و با استفاده از تشبيهات زيبا ، به بررسي تاثير استعداد ذاتي و گوهر وجودي مي پردازد و مي گويد :

 

پرتو نيکان نگيرد هر که بنيادش بد است

تربيت نا اهل را چون گردکان بر گنبد است

عاقبت گرگ زاده ، گرگ شود

گر چه با آدمي بزرگ شود

 

سعدي به عنوان يک معلم برجسته و نمونه ي اخلاق که هدف وي تربيت انساني آراسته به صفات نيک اخلاق و خصايل برجسته ي انساني و کمالات معنوي است ، فرزنداني را که محيط در آنان تاثير ندارد يا در برابر مناسب و شايسته مقاومت مي کنند و بي تربيت و ناهموار و نامتعادل هستند ، نکوهش مي کند و آنان را از مارگزنده بدتر مي داند .

 

 زنان باردار اي مرد هشيار

اگر وقت ولادت مار زايند

از آن بهتر به نزديک خردمند

که فرزندان ناهموار زايند

 

بر اين اساس آيا سعدي محيط گراست يا توارث گرا ؟ حقيقت اين است که سعدي انساني متفکر و داراي کلامي نافذ است . بيشتر حکايات و گفته هاي وي به صورت مناظره يا مکالمه دوطرفه است . بنابراين وقتي که به طرفداري از محيط سخن مي گويد ، در حقيقت نقش شخص مخالف با وراثت را بازي مي کند و آن گاه که از توارث و استعداد هاي ذاتي انسان بحث مي کند ، نقش شخص مخالف با محيط را بازي مي کند . هنرمندي سعدي در امر تعليم و تربيت اين است که انسان بايد همواره تعصب را کنار بگذارد و در اين گونه مسايل به عنوان شخص سوم وارد عمل شود . مسايل را با ديد نقادانه و تيز بيني بشکافد و از اين موضوع نتيجه تربيتي مورد نظر را کسب نمايد .

سعدي براي شخص تربيت شونده بسيار نقش اساسي قائل است وي عقيده ندارد که انسان را هر طور که بخواهيم مي توانيم تربيت کنيم بلکه تأکيد دارد چنان چه متربي مقاومت کند و شخصيت وي قبلا به طور نامطلوبي شکل گرفته باشد ، در آن صورت ايجاد تغييرات در رفتار هاي وي بسيار مشکل خواهد بود مگر اين که زمينه ي اصلاح در وي وجود داشته باشد و گرنه در شوره زار هرگز لاله نمي رويد .

اين شاعر بزرگ قطعاً تأثير محيط را در امر تعليم و تربيت مهم مي داند و آن را به رسميت مي شناسد و گرنه چه لزومي داشت که سال هاي طولاني از عمر خويش را در سير آفاق و مسافرت به اقصا نقاط جهان سپري کند . سعدي به ما سفارش مي کند آناني که تربيت پذيرند و داراي زمينه هاي لازم براي تربيت هستند بايد مورد توجه قرار گيرند و گر نه کساني که همه چيز را به سخره مي گيرند و کبر و خود خواهي وجود آنان را فرا گرفته است و رفتارشان غير قابل تغيير مي باشد ، بيهوده نبايد زحمت کشيد و اوقات را صرف آنان کرد .

 

شمشير نيک از آن بد چون کند کسي

نا کس به تربيت نشود اي حکيم کس

باران که در لطافت طبعش خلاف نيست

در باغ لاله رويد و در شوره زار خس

 

زمين شوره سنلبل برنيارد

در او تخم و عمل ضايع مگردان

نکويي با بدان کردن چنان است

که بد کردن به جاي نيک مردان

 

آري لازمه ي اثر پذيري در محيط مناسب و جديد اين است که زمينه ي عيني و ذهني قبلي هم فراهم شود .

 

 آهني را که موريانه بخورد

 نتوان برد از او به صيقل رنگ

با سيه دل چه سود گفتن وعظ

نرود ميخ آهنين در سنگ

 

پس براي تربيت درست انسان مي بايست استعداد ذاتي و دروني با محيط اجتماعي هماهنگ و هم سو شوند و در تربيت شونده انگيزه اي ايجاد کند تا تعليم و تربيت در وي مؤثر باشد .

 

چو کنعان را طبيعت بي هنر بود

پيمبر زادگي ، قدرش نيفزود

هنر بنما اگر داري نه گوهر

گل از خارست و ابراهيم از آذر

 

در جاي ديگر مي گويد : « جوهر اگر در خلاب افتد ، هم چنان نفيس است و غبار اگر به فلک رود همان خسيس . استعداد بي تربيت دريغ است و تربيت نامساعد ضايع . خاکستر نسب عالي دارد که آتش جوهر علوي است و ليکن چون به نفس خود هنري ندارد با خاک برابر است و قيمت شکر نه از ني است که آن خاصيت وي است ».

پس در امر تعليم و تربيت به استعداد هاي ذاتي افراد هم بايد توجه کرد و نبايد هرگز انسان ها را بر اساس قالبي خاص تربيت نمود چرا که اثر تعليم و تربيت نسبي است و موانع و مشکلات مي توانند کوشش ما را بيهوده و بي ارزش جلوه کند . پس در مسايل آموزش و پرورش بايد حدود تأثير پذيري تربيت شونده نيز مد نظر قرار گيرد .

 

همه ي فيلسوفان يونان و روم

ندانند کرد انگبين از زقوم

ز وحشي نيايد که مردم شود

به سعي اندر و تربيت گم شود

توان پاک کردن ز زنگ آينه

وليکن نشايد ز سنگ آينه

به کوشش نرويد گل از شاخ بيد

نه زنگي به گرمابه گردد سپيد

چو رد مي نگردد خدنگ قضا

سپر نيست مر بنده را جز رضا

 

ج : تجربه و تعليم و تربيت :

سعدي ، تجربه را در مفاهيم گوناگون به کار برده است ؛

 

1. تجربه ، پختگي در تعليم و تربيت ؛

تجربه در اين ديدگاه تخصص در کارهاي تئوري و عملي است و هر چه انسان اطلاعاتش بيشتر و توانايي او در به کارگيري معلومات تخصصي قوي تر باشد موقعيت او در تعليم و تربيت بيشتر خواهد بود . پس معلم بايد مسايل و مشکلات را لمس کند تا بتواند بر اساس تجربيات و واقعيات موجود ره گشاي مسايل باشد .

 

تندرستان را نباشد درد ريش

جز به هم دردي نگويم درد خويش

تا تو را حالي نباشد نسبت مکن

او نمک بر دست و من بر عضوِ ريش

 

از ديدگاه شيخ اجل ؛ تجربه و تخصص و مهارت او زمه ي موفقيت عقلايي است .

« اميد عافيت آن گه بود موافق عقل                   که نبض را به طبيعت شناس بنمايي »

پس مراجعه به نادانت جرم است و به کارگيري نا آزمودگان نشانه ي خفت و خواري است

 

ندهد هوشمند روشن راي

به فرومايه کارهاي خطير

بوريا باف اگر چه بافنده است

نبرندش به کارگاه حرير

 

2. تجربه ، تمرين و آزمايش عملي ؛

سعدي علمي که به محک آزمايش در آيد را موثر مي داند و براي علم بدون تجربه و آزمايش ارزشي قائل نيست .

« به معني توان کرد دعوي درست              دم بي قدم تکيه گاهي است سست »

از نظر سعدي آموختن علم بدون عمل و تجربه عملي بي ارزش است

« دو کس رنج بيهوده بردند و سعي بي فايده کردند ، يکي آن که اندوخت و نخورد ، ديگري آن که آموخت و نکرد »

 

علم چندان که بيشتر خواني

چون عمل در تونيست ناداني

نه محقق بود نه دانشمند

چارپايي بر او کتابي چند

 

3. تجربه به مفهوم و سابقه ذهني و علايق متعلم ؛

سعدي معتقد است که در امر تعليم و تربيت بايد از تجربه هاي بايد از تجربه هاي قبلي و ذهني متکلم و شنونده جهت آموزش مطالب جديد بهره برد ، به گونه اي مسايل مطرح گردد که انگيزه و علاقه را در وجود فراگيرنده افزايش دهد که با تجربيات قبلي متعلم نيز ارتباط داشته باشد .

 

حکايت بر مزاج مستمع گوي

اگر خواهي که دارد با تو ميلي

هر آن عاقل که با مجنون نشيند

نبايد کردنش جز ذکر ليلي

 

پس آموزش شنونده چنان چه قدرت درک و سابقه ي ذهني و تجربه لازم براي فهم مطالب و سخنان معلم را نداشته باشد . کلام معلم در او اثري نخواهد داشت و در نتيجه معلم فقط خود را خسته کرده است .

 

فهم سخن چو نکند مستمع

قوت طبع از متکلّم مجوي

فُسحت ميدان ارادت بيار

تا بزند مرد سخن گوي ، گوي

 

د: زمان و تعليم و تربيت ؛

دوران مختلف زندگي و تاثير پذيري در تعليم و تربيت گفته ديگري است که در آثار سعدي به ويژه گلستان نمايان است

 

1. دوران کودکي :

 اين دوران ، زمان نقش پذيري و تربيت است . اگر در کودکي تربيت به شيوه پسنديده صورت نگيرد ، اصلاح آن رفتارها و جبران آن در دوره ي بزرگ سالي دشوار يا غير ممکن خواهد بود .

 

هر که در خُرديش ادب نکنند

در بزرگي فلاح از او برخاست

چوب تر را چنان که خواهي پيچ

نشود خشک جز به آتش راست

 

اثرات تربيتي معلم براي کودک و زحمات وي در بزرگي نمايان مي گردد دوره ي کودکي سرمايه گذاري براي ساخت آينده اي درخشان خواهد بود

نداني که سعدي مراد از چه يافت

نه هامون نوشت و نه دريا شکافت

به خُردي بخورد از بزرگان قفا

خدا داداش اندر بزرگي صفا

هر آن کس که گردن به فرمان نهد

بسي بر نيايد که فرمان دهد

هر آن طفل کو جور آموزگار

نبيند ، جفا بيند از روزگار

پسر را نکو دار و راحت رسان

که چشمش نماند به دست کسان

 

2. دوران جواني ؛

از ديدگاه سعدي ، دوران جواني ، دوران عشق و شور ، قدرتمندي و لذت است . دوران کم تجربگي ، غلبه بر احساسات و عواطف و تجربه در مشکلات عاطفي و اجتماعي است .

« جوان اگر چه قوي يال و پيل تن باشد               

به جنگ دشمن از هول بگسلد پيوند »

در دوره جواني مسايل تربيتي به با احساسات و تمايلات و خواسته هاي جوانان بايد تناسب داشته باشد و اگر جوانان مطلبي را دوست داشته باشند آن را بهتر مي آموزند.

«يکي پيش شوريده حالي نبشت که دوزخ تمنا کني يا بهشت؟

بگفتا مپرس از من اين ماجرا پسنديدم آنچ او پسندد مرا»

 

3 : دوران پيري ؛

از نظر سعدي اين دوره، دوران پختگي و تجربه است. ضعف و ناتواني جسمي از يک طرف و قدرت تجربه و تدبير از سوي ديگر در آدمي نمودار مي شود؛ اما در اين دوره شور و حال جواني از دست رفته است.

 

طرب نوجوان ز پيري مجوي

که دگر نايد آب رفته به جوي

زرع را چون رسيد وقت درو

نخرامد چنان که سبزه ي نو

 

پير، آينده نگر و دورانديش و با تجربه و پخته است و سرشار از آگاهي ها و درک مسايل روزگار.

در حکايتي سعدي چنين مي گويد: « روزي به غرور جواني سخت رانده بودم و شبانگاه به پاي کريوه اي سست مانده، پيرمردي ضعيف از پس کاروان همي آمد و گفت: چه نشيني که نه جاي خفتن است. گفتم چون روم که نه پاي رفتن است. گفت: اين نشنيده اي که صاحب صاحب دلان گفته اند: رفتن و نشستن به که دويدن و گسستن .»

اي که مشتاق منزلي بشتاب

 پند من کار بند و صبر آموز

اسب تازي دو تک رود به شتاب

واشتر آهسته مي رود شب و روز

 

در بوستان مي گويد:

« زتدبير پير کهن بر مگرد         که آزموده بود سال خورد »

البته در امر تعليم و تربيت گاه مطالب بايد با تندي و گاه به نرمي بيان شود.

 

وقتي به لطف گوي و مدارا و مردمي

باشد که در کمند قبول آوري دلي

وقتي به قهر گوي که صد کوزه ي نبات

گه گه چنان به کار نيايد که حنظلي

 

در بيان ارائه مطالب بايد تازگي و نوگرايي باشد تا در شنونده تأثير لازم را بگذارد موجب خستگي و بي توجهي گيرنده و شنونده نشود.

سخن گرچه دل بند و شيرين بود

سزاوار تصديق و تحسين بود

چو يک بار گفتي مگو باز پس

که حلوا چو يک بار خوردند بس

 

نتيجه گيري ؛

سعدي هماهنگي بين وراثت و محيط را مؤثر در تعليم و تربيت مي داند . وي نه محيط گراي مطلق و نه توارث گراي مطلق نيست بلکه اين امور را نسبي مي داند و براي آن حد و مرزي قايل است . وي اعتقاد دارد در امر تعليم و تربيت عواملي چون جوهره و هويت افراد ، تجربه ، زمان ، خواسته ها و تمايلات ، توجه ، موقعيت ها و ... تأثير فراوان دارد و تا زمينه هاي روحي و رواني در افراد فراهم نگردد ، تعليم و تربيت عملاًَ صورت نخواهد گرفت .

 


منابع و مآخذ:

 1. گلستان سعدي ؛ تصحيح محمد علي فروغي ، انتشارات امير کبير، چاپ اول ، تهران ، بي تا.

2. بوستان سعدي ؛ تصحيح محمد علي فروغي ، انتشارات پارسا ، چاپ اول ، تهران ، بي تا .

3. تعليم و تربيت اسلامي ؛ علي شريعتمداري ، انتشارات نهضت زنان مسلمان ، چاپ ششم ، تهران ، 1359.

4. ذکر جميل سعدي (3-1) ؛ کميسيون ملي يونسکو- ايران ، وزارت فرهنگ ، سازمان چاپ و انتشارات و ارشاد اسلامي ، چاپ سوم ، تهران ، 1369.

۵. بخش ادبی سایت تبیان


 

 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم آذر 1389ساعت 10:0  توسط م.کرمی  |